امشب خیلی حالم گرفته است آخه این اولین شب از12 شبیه که قراره نتونم باهاش حرف بزنم
ترجیح میدم دلیلشو نگم ولی در هرصورت مجبور به این کار شدیم و راه بهتری به فکرمون نرسید
خیلی به هم وابسته شدیم اونقدر که مشغول هر کاری که هستم نمی تونم به او فکر نکنم .
ترجیح میدم دلیلشو نگم ولی در هرصورت مجبور به این کار شدیم و راه بهتری به فکرمون نرسید
خیلی به هم وابسته شدیم اونقدر که مشغول هر کاری که هستم نمی تونم به او فکر نکنم .
به قول سهراب " عاشقی یعنی دچار " بالاخره دچار شدم الان می فهمم تا حالا هیچی نبودم هیچی ...
"بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است"
جمعه بیستم اردیبهشت 1387 |
