جا ماندم از تو در برهوتی که بی دلیل
مغلوبم از هجوم سکوتی که بی دلیل
آن لحظه ها گذشت ولی این همیشه ها
جاریست در زلال قنوتی که بی دلیل
در هم شکسته است سکوت دل مرا
در وهمناکی ملکوتی که بی دلیل
هی می کشاندم به مصلای نام تو
یک عمر سجده بر جبروتی که بی دلیل
از خویش دور کرد مرا و به تو رساند
این است راز تلخ هبوتی که بی دلیل
