تبليغاتX
زیر درخت گیلاس
غنچه از خواب پرید
و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به او گفت: سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک
گل سراسیمه ز وحشت لرزید
لیک آن خار در آن دست جهید
و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت: سلام

آنان که زندگی را بستری از گل سرخ می دانند، همیشه از خارهای آن شکایت می کنند
غافل از اینکه: هر خار پله ایست برای در آغوش کشیدن گل سرخ



دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 |

شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تورو ببینه به خدا التماس می کنه ،

شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه ،

مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ،

ولی تو اون رو نمی بینی!


پ ن:

1- من اون "یه کسی" رو پیدا کردم و همیشه خدارو شکر میکنم

2- شاید فکر کنید خیلی خودمو تحویل گرفتم ولی چون ما (من و باران) چیزی رو از هم پنهان نداریم میدونم که اینجوریه

3- امیدوارم همه بتونن توی زندگیشون "یه کسی شونو" پیدا کنن و وقتی پیداش کردن پایبندش باشن.

4- روزگار کثیفی داریم ولی ما میتونیم به کثیف تر نشدنش کمک کنیم.

5- برای پذیرفتن و شروع یه زندگی خیلی باید فکر کرد و خیلی مشکلات ممکنه سر راهتون باشه ولی اگه دلتون پاک باشه میتونید موفق بشید

6- هرکی برای زندگی روشی داره ولی سعی کنید با هر روشی که زندگی میکنید خوب باشید خوبی هم یه تعریف بیشتر نداره و تمام آدمها صرفنظر از دین و آیینشون با اون آشنا هستند.

7- بازم خیلی نصیحت کردم معذرت میخوام ولی چه کنم دلم میخواست شما هم این حسی که من دارمو تجربه کنید



سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 |
من
برمی‌خیزم!

چراغی در دست، چراغی در دل‌ام.
زنگار ِ روح‌ام را صیقل می‌زنم.
آینه‌ئی برابر ِ آینه‌ات می‌گذارم

تا با تو

ابدیتی بسازم.


پ ن1: برای توضیح عنوان بگم که اینطوری شد که ما برای همیشه مال هم شدیم

پ ن2: برای اونا که حس کنجکاویشون گل کرده بگم که من و باران برای شروع خودمون شروع تازه ای نوشتیم و این بار پر رنگ تر از قبل



شنبه بیستم تیر 1388 |